دلتنگی...غزل...

امشب نه شب یلداست

نه شب حافـظ و عـشق

دیـوان چــشــمـهـایت...

چـنـد غـزل نـخـوانـده مـهـمـان اسـت

بیت بیت شعر چشمت را که بنویسم

فالی بگیرم...

و بنوشم این غزل بارانی را

رفـــتــه ام...

 

 

دور از تو...

هوای اینجا دم کرده است

از خـاطــرات شـرجی ام...

دستی بر شانه های خیسم بکش

قــصــد دریــــــــا دارم...

کــه پـریــشـان ســازم

گیسوان غزلت را در باد

هـنـوز نـگفته ای...

چنـد مصـرع نـاتمام

بر آسمان ابری ام سپرده ای

هـر چــه مـی نــویــسـمت...

نقد نمیشود این دلتنگی لحظه هایم...

 

/ 588 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
artoor

باز آرتور با کامنتش با معرفت های فراوان میزند بر در وبلاگت درو باز کن بیاد تو بگه دلش برات تنگیده [قلب]

عاشق ایران

با سلام خدمت شما دوست گرامی و وبلاگ خوبتون لینک کردن وبلاگ ها یکی از راه های موثر برای افزایش آمار بازدید می باشد.اگه امکانش هست با هم تبادل لینک داشته باشیم.باتشکر

بهار

سلام وبت خیلی خوشکل یادت نره وب من بیا و راهنماییم کن[گل]

انديشه

گــاه دلم می‌گیرد ، گــاه زندگی سخت می‌شود . گــاه تنها ، تنهايي آرامش مي آورد گــاه هوایت دیوانه‌ام می‌کند . این " گــاه " ها ، گــهگاه تمامِ روز و شب من می‌شوند ... آن وقت بغض راه گــلویم را می‌گیرد ... ! درست مثل همین روزهــا ...

انديشه

تو نه در دیروزی نه در فردا امروز لبالب از حضور توست.....

یه عاشق

سلام وبلاگ خوشگلی داری من که عاشقش شدم اگه خواستی به وبلاگ منم بیا اگه خوشت اومد منو با نام مریم بلینک به منم بگو که با چه اسمی بلینکمت. منتظرتم بای