خواب کن...

 

خواب کن چشم ستاره را...

نه رفتنم تماشایی دارد...

نه خزان زدگی این تن سرد

بنازم رد پایی را

که تنهایی ام را به رخ جاده میکشید

 

خواب کن چشم پر از مهر زمستانم را

عصر یخبندان احساس آدمهاست

گاه جنون چشمی را کم دارم

که شانه به شانه ام

ببارد و ببالد و بروید...

 

خواب کن چشم جهانی مست را

بوی غم کوچه های بن بست را

قدمهایی می شناسند که

با رفتن و نیامدن عهدی دیرینه دارند

 

خواب کن شمع به جا مانده از شب مجنون را

لیلی خاطره ها

میل شبگردی لبهای تو را می جوید...

ارث لیلی این است

بوسه ای همرنگ جنون...

 

/ 148 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس مدینه

عجیب حکایتی است! "عزیز" ترین ها - حسین(ع) و یوسف(ع) از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند. (دکتر سنگری)

یاس مدینه

کاش … وقتی خدا در محشر بگوید : چه داشتی؟ سر برکند حسین … بگوید : حساب شد …

یاس مدینه

چه کوتاه است فاصله میان بالا رفتن دست علی (ع) و بالا رفتن سر حسین (ع) .... فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ..

گفتگو

دوباره خوابش و دیدم گفت بیا از این کوه بالا بریم من گفتم می ترسم. از خواب پریدم وقت نماز صبح بود. حیف که همش خواب بود.[گل]

گفتگو

می خواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمی رود باید عاشقی کنی کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش ...[گل]

گفتگو

تمام راه های دنیا به یک بی راهه می رسد به یک بی راهه از جنس شب یک بی راهه از جنس حرف ، از جنس من ... تمام راه های دنیا بی راهه ای ست برای عشق من عشق من ، یک عشق ناشناخته برای اسم توست برای حس توست ...[گل]

گفتگو

به هیچ صراطی مستقیم نیست دلی که بی تاب نوازش سر انگشتان تو باشد ....[گل]

گفتگو

آری بیراهه هم راهیست،،، شاید گاهی تنها با بیراهه رفتن به مقصد رسیدی![گل]

گفتگو

کاش یک نفر واسه من انار دونه می کرد ...[گل]

گفتگو

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی و من در پیش چشمان تو مشتی خاك گلدانم تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف و من در آرزوی قطره های پاك بارانم نمی دانم.[گل]