کوتاه مینویسم...از عشق مینویسم...

 

اگر برای همه دنیا یک نفر باشی

برای من همه دنیایی 

 

 

 

دستم که به تو نمیرسد

فقط حریف واژه ها میشوم

گاهی هوس میکنم تمام کاغذ های سفید روی میز را

از نام تو پر کنم

تنگاتنگ...بی هیچ فاصله ای

از بس که خالی ام از تو

از بس که تو را کم دارم

آخر مگر کاغذ هم زندگی میشود

 

 

 

می دونی؟؟؟؟

از تمام دنیا 

 یک نفر هست

نمی خواهم برایم بمیرد

میخواهم برایم زندگی کند...

 

 

 

چتر گرفتن بالای سر دیگر چه صیغه ای است

من در این هوای ماتم زده پاییزی

سرپناهی جز تو نمیخواهم...

 

 

/ 345 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چکاوک

قلبم با وجود "تو" منظم است و آرام بروی سینه ات سر میگذارم و طپش های قلبم را با ضربان قلبت منظم میکنم! [گل]

چکاوک

تو که نیستی حرفهایم گوشه ذهنم خاک می خورند گاهی بر من بوز مانند نسیم بگذار نوازشت را بخاطر بسپارم… [گل]

چکاوک

واژه غریبیست عشق…… لحظه ای آبادت میسازد،لحظه ای ویران…. لحظه ای پادشاهی و گاه گدا… پر است از فراز و نشیب… دوری و نزدیکی.. تضاد و تفاهم… شک و یقین… [گل]

چکاوک

تا آخر عمرت مدیونی ... به کسی که باعث شدی بعد از تو ... دیگه عاشق هیچکس نشه ... [گل]

چکاوک

[گل]یك حرف یك زمستان آدم را گرم نگه مى دارد .... و بعضى اوقات هم یك حرف یك عمر آدم را سرد مى كند !!!! حرف ها چه كارها كه نمى كند .....

چکاوک

تمام زندگی ام درد میکند ، دلم نوازش های مادرانه می خواهد ... [گل]

چکاوک

ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﯾﻖ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ وﻟﯽ ﺩﺭﮐﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ و ﺳﺨﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﮐﻨﺎﺭ ﺍوﻣﺪﻥ ﺑﺎ این ﺟﻤﻠﻪ : ﺧﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺯﻭﺭ ﮐﻪ نیست [گل]

چکاوک

تو این لحظه چشماتو از من نگیر من از بودن تو نفس میکشم بهت قول میدم نباشی یه روز از این زندگی پامو پس میکشم نمیشه تظاهر به خوبی کنم خودت تو یه راهی نشونم بده بمونم به پای تو تا آخرش اگه جای خالیت امونم بده...[گل]

چکاوک

دلم خون شد دراین دنیا یکی همدم نمیبینم به جز غم اندر این دنیا دلی بی غم نمیبینم به هر کس شیشه عمرم سپردم زدبه سنگ آخر من ازنسل این آدمها وفا اصلا نمیبینم[گل]

چکاوک

بخدا گاهی میتوان رابطه ها رو "تعمیر" کرد...! حتی با یک لبخند عاشقانه[گل]