پرسه میزنم

پرسه میزنم باز حوالی رویای تو...

نیمه شب و رها شده بی توام....

لحظه ای از خواب نداشته ام می پرم...

تن تبدارم را روی تختی چوبی جا میدهم

دستم بوی سیب می دهد

آغوش تو گناه من است...

 

سرت را که روی زانوهایم میگذاری

گوش کن..

چقدر دویده تا تو...

تو آرام بخواب

من هنوز مشق گریه هایم مانده

شانه هایت را برای گریستن کم ندارم...

نمیخواهم آرامش خیالت خیس رویای من شود

خیلی وقته اینجا پرسه میزنم...

اجازه هست کنار خاطره هایت بنشینم

دلت را بگیرم در دستهایم...

نگران نباش

دستان من رسم نوازش را خوب بلد است....

/ 54 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود گرامی

دریا خانم کم پیدا هستید قبلا بیشتر به ما سر می زدید

Rain boy

خیلی کامنت خوبی گذاشته بودی .مرسی.واقعا قشنگ بود.

دلارام

سلام خوبی؟ مرسی که اومدی! خواهشن اومدی اسمم رو ننویس! دوست دارم ناشناخته بشم!!!!!!

سلام منتظرم بازم بهم سربزنی راستی با احترام دعوتی مهربون.

رضا بابازاده

پرسه در خاک غریب پرسه ای بی انتهاست همنشین غربتم زادگاه من کجاست؟

رفیق دلسوخته

سلام به دریای زیبای محبت.....بالاخره دستم رسید به....یه ایمیل از من طلب داری یادم نرفته....خیلی حرف دارم...اجازه بده....ذره ذره بگم...چون برای خودم خیلی شیرین بود این دیدار...نمی خوام حالا حالا ها تموم بشه...لحظه شیرین دیدار...[قلب][گل]

رفیق دلسوخته

از عجایب عشق همین بس... تنها آغوش...همانی آرامت می کند که دلت را به درد آورده وآتش زده..[متفکر]

مصطفی روزبهی

دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه : "نرو!" کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه : "صب کن منم باهات بیام، تنها نرو.سلام دریای بی کران تو مثل همیشه مهربونی همیشه سرمیزنی و کلی شرمندگی واسم میمونه.