خاک از حرمت شش گوشه او حرمت یافت...

 

 

حکمت بــاران در این ایام میدانی که چـیـست؟

آب و جــارو مــیــکـنـد بـحر مـــحـــرم کوچه را

 

 

 

 

کربـــلا نشان داد که با شکیبایی در عـطـشی کـوتـاه

میـتـوان هـــمــیــشــه ی تــاریــخ را ســیــراب کـــرد

 

 

 

دلا بزم حــســیـن بی علی دعوت نمیخواهد

اگر خواهی بیـا ایـن آمـدن مـنـت نـمـیـخـواهد

بـه هـنـگـام عــزاداری ریــا را دور کــن از خـود

که اینجا معرفت میخواهد و شهرت نمیخواهد

 

 

 

 

/ 35 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

قطره باشد هرکه را دریا بود هرچه جز دریا بود سودا بود چون به دریا می‌توانی راه یافت سوی یک شبنم چرا باید شتافت ؟ هرکه داند گفت با خورشید راز کی تواند ماند از یک ذرّه باز هرکه کل شد، جزو را با او چه کار ؟ وان که جان شد عضو را با او چه کار ؟ گر تو هستی مرد کلّی، کل ببین کل طلب، کل باش، کل شو، کُل گزین ...[گل][گل]

نسیم

خانه‌ام ابری‌ست يکسره روی زمين ابری‌ست با آن . از فراز گردنه خرد و خراب و مست ، باد می‌پيچد . يکسره دنيا خراب از اوست ، و حواس من ! آی نی‌زن که تو را آوای نی برده‌ست دور از ره، کجايی ؟ خانه‌ام ابری‌ست اما ، ابر بارانش گرفته‌ست . در خيال روزهای روشنم کز دست رفتندم ، من به روی آفتابم ، می‌برم در ساحت دريا نظاره. و همه دنيا خراب و خُرد از باد است ، و به ره، نی‌زن که دائم می‌نوازد نی، در اين دنيای ابر اندود ، راه خود را دارد اندر پيش ...[گل][گل]

سپهری

[گل][گل][گل] به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب. ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و تاسوعا و عاشورا تسلیت باد . [گل][گل][گل]

مهدي

راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد … تو فقط برای منی ! روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش آرزو بـاز می کـشد فـریـاد: در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!

مهدي

راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد … تو فقط برای منی ! روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش آرزو بـاز می کـشد فـریـاد: در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!

بهداد

عجیب حکایتی است! "عزیز" ترین ها حسین(ع) و یوسف(ع) از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند[گل]

رهگـذرِ کـوچـﮧ ےِ تنهــایے

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست گلواژه عشق و شور و احساس کجاست دستت به کمر گرفته ای لب بگشا بابا تو بگو! عمویم عباس کجاست؟[گل]

نسیم

پرنــده ی مهـــاجر از ســرزمیـــنی دور به مـــن بـــگو او پشــــت ِ کــدام کــوه مانده استـــ که هزار سالست شـــب از ایــن دیــــار رخت بر نبســــته ....[گل]

نسیم

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که باید بسازیش. شیطان گفت: تنها یک اتفاف است. بنشین تا بیفتد. آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن. شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش. خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن. شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود. خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن. شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک. خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست. شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست. و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی لیلی های نزدیک لحظه ای خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....[گل]