ملاقات...

کاش میدانستی، بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت....
من چه حالی بودم!
خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید...


پلک دل باز پرید!
من سراسیمه به دل بانگ زدم....
آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز!
خاطرم را گفتم : زودتر راه بیفت...
هر چه باشد، بلد راه تویی....


ما یک عمر بدین خانه نشستیم و تو تنها رفتی...
بغض در راه گلو گفت : مرحمت کم نشود...
گویا با من بنشسته دگر کاری نیست....
جای ماندن چون دگر نیست، از اینجا بروم!


مژده دادم به نگاهم، گفتم : نذر دیدار قبول افتاده است...
و تپش های دلم را گفتم : اندکی آهسته، آبرویم نبری....
عقل، شرمنده به آرامی گفت : راه را گم نکنیم!!!
خاطرم خنده به لب گفت : نترس ، نگران هیچ مباش...


سفر منزل دوست، کار هر روز من است....
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد!

...

وه چه رویای قشنگی دیدم...
خواب، ای موهبت خالق پاک...
خواب را دریابم!


که تو در خواب، مرا خواهی خواست...
که تو در خواب، مرا خواهی خواند...
و تو در خواب، به من خواهی گفت :تو به دیدارمن آ....

آه، کاش میدانستی.............

بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت...
من چه حالی دارم!
پلک دل باز پرید!
خواب را دریابم!
من به میهمانی دیدار تو می اندیشم...!

 

/ 194 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مترسک

عکس منو دزدیدی؟[چشمک] سراسیمه می رسم بالای سرش... جان ندارد... سرد و کبود... دستهای خسته ام از نوشتن...

محمد

بی آنکه بخواهـــــم تمـــام شدیــــ همانــــطورکه بی آنــکه بخواهمـــــ تمــــام من شده بودیــــــ ....

محمد

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

محمد

دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم

محمد

______________$$$$$$___$$$$$$$$$$$$ ___________$$$$$$$$$$$$___$$$$$$$$$$ _________$$$$$$$$$$$$$____$$_$$$$$$$ ________$$$_$$$$$$$_$$___$$$$$$$$$$$ _______$$$$_$$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$ ________$$$$_$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$ _________$$$___$$$$$$$$___$$$$$$$ ______$$$$$$_____$$$$_________$$$ ________$$_______$$$_________$$$$$ ______________$$$$$$$_______$$$$$$$ _____________$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$ _____________$$$$$$$$$____$$$_$$$$$$ ____________$$$$$_$$$$____$$$$_$$$$$$ ____________$$$$$$$$$$____$$$$$_$$$$$ __________$$$$_$$$$$$$____$$$$$$_$$$$ _________$$$$_$$$$$$$$____$$$$$$$_$$$$ _________$$$_$$$$$$$$_____$$$$$$$$$$$$ ________$$$_$$$$$$$$______$$$$$$$$$_$$$ _______$$$$$$$$$$$$________$$$$$$$$$$_$$

محمد

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد ! کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !

زندگی

ازاینکه به من سرزدید متشکرم وب باحالی داری

زندگی

ازاینکه به من سرزدید متشکرم وب باحالی داری

بهار

سلام دوست گلم مطالب وبت عالی بود به وب منم سربزن و راهنماییم کن منتظرم[قلب]